تعیین مصادیق جنگ نرم در ژئوکالچر جمهوری اسلامی ایران

قسمتی از متن پایان نامه :

اقتدار:

اقتدار سومین رکن قدرت نرم می باشد که از ترکیب سلطه اطلاعاتی و روانی بر عوامل ناامنی ناشی می گردد. اقتدار به صورت حضور نامحسوس عامل مقتدر نزد عوامل ناامنی ظاهر می گردد؛ مثلا اقتدار پلیس عبارت می باشد از سلطه اطلاعاتی و روانی پلیس بر مجرمان و محیط های جرم خیز به گونه ای که مجرمان همیشه حضور پلیس را احساس کرده و چنین احساسی به مانع مهمی در اعمال مجرمانه همیشه حضور پلیس را بر مجرمان و محیط های جرم خیز به گونه ای که مجرمان همیشه حضور پلیس را احساس کرده و چنین احساس به مانع مهمی در اعمال مجرمانه تبدیل گردید. مرکز ثقل اقتدار نیز همان سلطه اطلاعاتی و روانی بر عوامل ناامنی می باشد؛ به گونه ای که اشراف و نفوذ اطلاعاتی سطح بالا بر اعمال مجرمانه این عوامل پیش از وقوع جرم، کشف جرم و مقابله با جرم را موجب گردد و از سوی دیگر همواره ترس کشف اعمال مجرمانه و تنبیه در مجرمان یا عوامل ناامنی هست.

د)جذابیت:

چهارمین رکن جذابیت کارگزار قدرت نرم می باشد. جذابیت به معنای تکریم و منزلت کارگزار و امنیت نزد مخاطب می باشد. مثلاً چنانچه کارگزار قدرت نرم پلیسی باشد؛ جذابیت عبارت می باشد از تکریم مردم به پلیس و بالابودن منزلت اجتماعی شغل پلیس به گونه ای که به عنوان یکی از مشاغل برتر و محبوب خانواده ها و جوانان محسوب گردد که برای دستیابی به آن کوشش می نمایند.

2-12-2-تغییر راهبردی مفاهیم در غرب

دهه ی 60، دهۀ تغییر راهبردی مفاهیم و واژه ها در غرب می باشد. در این دهه، دنیا شاهد تحولی بنیادین در جایگزین کردن واژه ها و مفاهیم جدید برای عملیات و فعالیت های نظامی- امنیتی آمریکا بود که با ادبیات تا پیش از این زمان به کلی متفاوت می باشد. آمریکایی ها، واژه های فراوانی را با ادبیات و تعابیر خاص خود وارد فضای خسته و دل زدۀ از جنگ جهانی دوم نمودند که از مهم ترین آنها واژه «جنگ» ( و مشتقات آن) می باشد که آمریکاییان از آن وقت به بعد از به کارگیری این واژه در کلیه فعالیت های نظامی، سیاسی، امنیتی و نیز اجتماعی فرهنگی به شدت پرهیز نمودند. مانند مفاهیمی که تا جنگ جهانی دوم و چند سال پس از آن به عنوان اصطلاحی فراگیر به کار برده می گردید «جنگ روانی» بود. در این مورد تعریف «جان. ام. کالینز»[1] از تعاریف دیگران کامل تر بود. وی جنگ روانی را «بهره گیری طراحی شده از تبلیغات و ابزارهای مربوط به آن برای نفوذ در مختصات فکری دشمن با توسط به شیوه هایی که موجب پیشرفت مقاصد امنیت ملی مجری جنگ روانی می گردد» تعریف نمود (کالنیز،2003؛ 487)

دولت های پیروز در جنگ جهانی دوم پس از تغییر شرایط و به وجود آمدن اقتضائات جدید ، واژه «عملیات روانی»[2] را جایگزین جنگ روانی نمودند. به عنوان نمونه در سال 1951 دولت ترومن در تغییر نام یک کمیته راهبردی بین سازمانی، آن را «کمیته هماهنگی عملیات روانی» نامید (جنیدی،1387، 20- 19)

واژه «قدرت نرم» نیز مانند مفاهیم می باشد که غرب به صورتی وسیع و گسترده مورد بهره گیری قرار داد. در ظاهر این گونه به نظر می رسید که با طرح و به کارگیری چنین مفهومی، دیگر منازعۀ در پس توسعه این نظام فکری وجود ندارد؛ اما با نگاه دقیق و موشکافانه به اهداف اظهار شده و پنهان کشور مهاجم در به کارگیری قدرت نرم که به دنبال تغییر در توجه، رفتار و در نهایت به دنبال فروپاشی نظام سیاسی کشور هدف می باشد می توان دریافت که وجود همین خصومت و براندازی نرم در لایه های زیرین و پوشیده قدرت نرم، تناقضی در درون قدرت نرم اعمال شده از سوی غرب و به ویژه آمریکا را ایجاد نموده می باشد.

[1].John M. Collins

[2].Psychological Op

سوالات یا اهداف این پایان نامه :

1-تبیین و تشریح بنیادهای جنگ نرم در ژئوکالچر جمهوری اسلامی ایران

شما می توانید مطالب مشابه این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

2- نحوه تأثیرگذاری جنگ نرم در ژئوکالچر جمهوری اسلامی ایران

3- ترسیم نحوه شکل گیری جنگ نرم و نحوه مقابله آن برای امنیت کشور

4- ماهیت و حقیقت جنگ نرم

 دانلود متن کامل پایان نامه جغرافیا در لینک پایین صفحه